
وعجب نیست اگر موسی عمران ....میان حرم تو بشود خادم و دربان
وعجب نیست اگر زنده شود ....به نگاهی ز تو وبر تن اموات دهد جان
و عجب نیست که با مدد از تو شود آتش چو گلستان
و عجب نیست که جبریل امین
خاک در کفشکنت را ببرد بهر تبرّک به جنان
عجبی نیست کاز عشق تو شود کفر مسلمان
عجب اینجاست که با این جبروتت شده ای ضامن آهوی بیابان
وعجب نیست همان آهوی وحشی ..که توضامن شدی ازلطف و کرامت
شود ضامن جمعی زخلایق به قیامت
اسلام و علیک یا علی بن موسی الرضا